بایگانی برای ’ فيلم‘ موضوع

آواتار

دی ۳۰م, ۱۳۸۸

بالاخره فیلم زیبای آواتار را دیدم. برای منی که اصولآ فیلم های تخیلی را دوست ندارم، بسیار جذاب بود. داستان بسیار ساده است. عده‌ای بیگانه به سرزمینی حمله می‌کنند و می‌خواهند آنجا را غصب کنند و از منابع آنجا به نفع خود بهره ببرند. منتها تفاوت قضیه اینجا است که در این فیلم بیگانگان زمینی اند و مردم سرزمین “پاندورا” همان بیگناهان همیشگی. احساسی که بعد از دیدن این فیلم به من دست داد همان بود که بعد از دیدن سه گانه ارباب حلقه ها تجربه کردم. بعد از مدتها دیدن یک فیلم خوب واقعآ لذتی دارد

جلوه های ویژه‌ی این فیلم براستی محصور کننده است، تصاویری که از سرزمین “پاندورا” در این فیلم دیده می‌شود در اولین نگاه ما را به یاد جنگل‌های آمازون می‌اندازد، جنگل‌هایی که  ناشناخته بودنش می‌توان درآن تصور هرگونه اتفاقات سحرآمیز را داشت، شاید به همین خاطر هم بوده باشد که جیمز کامرون تصاویر عجیب و غریب و موجودات “شش پا” ی این فیلم را در این جنگل خلق کرده است.

در هرصورت حتی اگر فیلم‌های تخیلی خوشتان نمی‌آید این فیلم را از دست ندهید. در زیر تریلری از فیلم را که در سایت اختصاصی فیلم هست را می‌بینید. امیدوارم خوشتان بیاید.

ارسال شده در فيلم | نظرات (۱)

نوستالژی فیلم‌های قرن نوزدهمی!

دی ۶م, ۱۳۸۸

راستش را بخواهید خیلی از فیلم‌های مدرن خوشم نمی‌آید، البته انکار نمی‌کنم که از دیدن آنها لذت خیلی زیادی می‌برم، منتهای مراتبط دیدن فیلم‌هایی که کمی رئال‌تر باشند برایم جذابیت بیشتری دارد. شاید بهترین فیلم‌هایی که دیده ام همان بهترین فیلم‌هایی باشد که شما دیده باشید، فیلم‌هایی چون پیانو، ویولون قرمز، پیانیست، کتاب خوان، گناه اصلی، داستان عجیب بنجامین باتن، از جهنم، داستان عشق، تری لوژی پدرخوانده، و کلی فیلم‌های دیگر. منتهای مراتب دیدن بعضی فیلم‌ها حس زیبایی را به من می‌دهد؛ فیلم‌هایی که توضیح دهنده‌ی وقایع قرن نوزدهمی در انگلیس و کشورهای اسکاندیناوی است.

شاید اگر بگویم تمام فیلم‌هایی که در این مود ساخته می‌شود را دوست دارم اغراق نکرده باشم، حتی فیلم‌هایی که خیلی‌ها آن را خیلی فیلم‌ قویی‌ای ندانند. فیلم‌هایی چون کازانوا با آن موسیقی متنش که برگرفته از قطعات چهار فصل ویوالدی است براستی لذت وافری از دیدن فیلم به من می‌دهد.

یکی از بهترین فیلم‌هایی که تا کنون در مود قرن نوزدهم دیده ام فیلم “از جهنم” با بازی ” جانی دپ” است که واقعآ من را سر حال آورد.

اخیرآ فیلمی دارد اکران می‌شود به نام “شرلوک هلمز” که براستی منتظرم که فیلمش به بازار سیاه ایران بیاید تا آن را ببینم! نوستالژی دیدن فیلم سریالی که مدتها از دیدن آن لذت می‌برم خودش دنیای دارد! البته من آن موقع ها که این سریال برای بار اول از تلویزین ایران پخش می‌شد خیلی کم سن بودم، ولی زمانی که تکرارش را صبح ها ساعت ۹شبکه دو پخش می کرد بهترین اوقات زندگی‌ام بود.

حال که عکس‌های این فیلم را می‌بینم واقعآ دارم دیوانه می‌شوم که فیلم را ببینم . تحلیل که روزنامه‌ی “لوس آنجلس تایمز” در این زمینه خیلی جالب است ، حتمآ توصیه می‌کنم که این فیلم را از دست ندهید

ارسال شده در فيلم | نظرات (۰)

جومونگ

آبان ۲۹م, ۱۳۸۸

بعد از دیدن سریال فرار از زندان، یه جورایی حس نوستالژیکم گل کرد و هوس جومونگ کردم! خداییش بهترین لحظات هر هفته ام با پخش سریال جومونگ همراه بود! چقدر قشنگ بود این سریال، چقدر ساده و زیبا بود! بعد از اون تصمیم گرفتم که جومونگ ۲ رو ببینم و به همین خاطر DVD اون رو از دوستم گرفتم. به دلیل بسیار طولانی بودن هر قسمت اون که تا حدود ۷۵ دقیق می رسید فقط تونستم ۱۸ قسمتش رو ببینم، چون واقعآ دیگه خسته می شدم!  و هم اینکه چون آخرای تابستون بود، دیگه نشد همه اش رو ببینم، به همین خاطر تصمیم گرفتم که این سریال رو تموم کنم! اونم از اول دوباره نگاهش کنم! حالا اگر هم شد، جومونگ ۱ رو هم دوباره نگاه کنم!

بعدش می دونم که با دیدن این جور سریالا از این مدل سریالها برای مدت کمی خسته می شم، سریال ۲۴ رو شروع می کنم و همین جور یکی در میون می رم جلو!

خوب زندگی باید کرد!

ارسال شده در روزانه، فيلم | نظرات (۱)