ملت متخصص!

دی ۱۳م, ۱۳۸۸

خیلی وقت بود که برنامه‌ی خانواده  را که از وقتی که یادم می‌آید از شبکه ی یک ظهر ها پحش می شود را ندیده بودم، تا اینکه امروز اتفاقی وقت نهار این برنامه رو دیدم، نمی دانم برای اولین بار بود یا اینکه قبلآ هم همچین کاری صورت گرفته بود. یک عطار آورده بودند و داشت راجع به گیاهان مختلف توضیح می‌داد. نمی خوام جامعه ی محترم “عطارها” را زیر سوال ببرم و یا اینکه خدای ناکرده رشته‌ی چند هزار ساله ی عطاری را مضموم معرفی کنم، منتها مراتب اصولآ برای هر چیزی مخصوصآ در تلویزیون از آدم متخصص اش استفاده می‌کنند. مثل این هست که به جای یک دندان پزشک در برنامه‌ای تلویزیونی از یک ” دندان ساز” برای توصیه‌های مربوط به سلامت دندان دعوت کنند!

با وحود این همه متخصص داروساز گیاهی دیگر به نظر اوج بی فکری یک تهیه کننده را می رساند که از یک ” عطار” برای توصیه‌های بهداشتی در مورد داروها استفاده کنند!

همیشه گفته ام که منت احرام را کشیدن خودش بی اخترامی ‌آورد، منتها دیگر بی احترامی هم حدی دارد. دوستانی که این مطلب را می‌خوانند و در رشته های علوم پزشکی درس خوانده اند می دانند ما داروسازان چقدر درس های وحشتناکی را می‌خوانیم، با وحود خواندن این همه درس سخت و طاقت فرسا که شاید بتوان بگویم سخت‌ترینشان هم همین رشته‌ی ” داروهای گیاهی و یا فارماکوگنوزی” است بازهم این وضع ماست. نمی خواهم بگویم که سختی دروس شخصیت می‌آورد ، منتها ی مراتب برای هر چیزی در جامعه متخصص اش وجود دارد.مثلـ برای توصیه های مربوط به علوم شیمیایی حتی مایی که کلی شیمی به صورت تخصصی خوانده ایم در اولویت نیستیم و یک کارشناس و یا دگتری شیمی ارحج است  و برای توصیه‌های پزشکی از پزشکان استفاده می کنند نه یک بهیار! و برای توصیه‌های دارویی در هر زمینه‌ای از یک داروساز استفاده می‌کنند نه یک نسخه پیچ یا عطار!

مملکت گل و بلبل و سنبل یعنی این!

ارسال شده در داروسازي | نظرات (۲)

نوستالژی فیلم‌های قرن نوزدهمی!

دی ۶م, ۱۳۸۸

راستش را بخواهید خیلی از فیلم‌های مدرن خوشم نمی‌آید، البته انکار نمی‌کنم که از دیدن آنها لذت خیلی زیادی می‌برم، منتهای مراتبط دیدن فیلم‌هایی که کمی رئال‌تر باشند برایم جذابیت بیشتری دارد. شاید بهترین فیلم‌هایی که دیده ام همان بهترین فیلم‌هایی باشد که شما دیده باشید، فیلم‌هایی چون پیانو، ویولون قرمز، پیانیست، کتاب خوان، گناه اصلی، داستان عجیب بنجامین باتن، از جهنم، داستان عشق، تری لوژی پدرخوانده، و کلی فیلم‌های دیگر. منتهای مراتب دیدن بعضی فیلم‌ها حس زیبایی را به من می‌دهد؛ فیلم‌هایی که توضیح دهنده‌ی وقایع قرن نوزدهمی در انگلیس و کشورهای اسکاندیناوی است.

شاید اگر بگویم تمام فیلم‌هایی که در این مود ساخته می‌شود را دوست دارم اغراق نکرده باشم، حتی فیلم‌هایی که خیلی‌ها آن را خیلی فیلم‌ قویی‌ای ندانند. فیلم‌هایی چون کازانوا با آن موسیقی متنش که برگرفته از قطعات چهار فصل ویوالدی است براستی لذت وافری از دیدن فیلم به من می‌دهد.

یکی از بهترین فیلم‌هایی که تا کنون در مود قرن نوزدهم دیده ام فیلم “از جهنم” با بازی ” جانی دپ” است که واقعآ من را سر حال آورد.

اخیرآ فیلمی دارد اکران می‌شود به نام “شرلوک هلمز” که براستی منتظرم که فیلمش به بازار سیاه ایران بیاید تا آن را ببینم! نوستالژی دیدن فیلم سریالی که مدتها از دیدن آن لذت می‌برم خودش دنیای دارد! البته من آن موقع ها که این سریال برای بار اول از تلویزین ایران پخش می‌شد خیلی کم سن بودم، ولی زمانی که تکرارش را صبح ها ساعت ۹شبکه دو پخش می کرد بهترین اوقات زندگی‌ام بود.

حال که عکس‌های این فیلم را می‌بینم واقعآ دارم دیوانه می‌شوم که فیلم را ببینم . تحلیل که روزنامه‌ی “لوس آنجلس تایمز” در این زمینه خیلی جالب است ، حتمآ توصیه می‌کنم که این فیلم را از دست ندهید

ارسال شده در فيلم | نظرات (۰)

داستان دخترک عاشق

دی ۵م, ۱۳۸۸

این رو یکی از این گروههای ایمیلی برام فرستاد بخونید:

خترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد…
پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود.
دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد.
او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت.

خواندن بقیه این مطلب »

ارسال شده در عشقولانه | نظرات (۰)